چاپ شده در (فصلنامه علمی پژوهشی نگرش های نو در جغرافیای انسانی –
شماره 20) 1395
تحلیل نقش مذهب در ساختار ژئوپلیتیکی نوین خلیج
فارس
شهناز بازدار
دانشجوی دکترای
جغرافیای سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات
تهران،ایران
چکیده
ادیان و مذاهب در جهان متغیر امروز از جمله عوامل مؤثر در سیاستگذاری کشور ها
محسوب می شوند.در آغازین هزاره ی سوم میلادی و با وقوع حادثه ی 11 سپتامبر ،گسترۀ
دامنه ی مؤلفه ی مذهب تا بدان جایی رسید که بنیاد گرایی دینی ،رادیکالیسم مذهبی
و...نه تنها درجامعه ی نخبگان بلکه برای قشر های وسیعی از عوام در سراسر جهان
،واژگانِ آشنایی شدند.خلیج فارس به عنوان یک منطقه ی ژئو پلیتیکی و ژئو استراتژیکی
مهم ،خاستگاه مذاهب مختلف است که با گذشت زمان،حضور مذهب و فرقه های مذهبی با باور
های گوناگون در پیکره ی نظام های سیاسی و عرصه های مختلف اجتماعی منطقه احساس شد به
طوریکه هم اکنون به یک عنصر اصلی در مناسبات منطقه تبدیل شده و می تواند در چشم
انداز ژئو پلیتیکی خلیج فارس تأثیر گذار باشد.پژوهش حاضر از نوع تحقیقات توصیفی
–تحلیلی می باشد که با بهره
گیری از روش مطالعات کتابخانه ای و منابع اینترنتی سعی در پاسخگویی به این سوال را
دارد که با توجه به وجود فرقه ها و گروههای مذهبی مختلف در حوزه ی خلیج فارس و
افزایش قدرت آنها در صحنه های سیاسی
و با در نظر گرفتن رابطه ی مذهب و تحولات ژئو پلیتیکی،مؤلفه ی مذهب چه تأثیری در
معادلات و مناسبات منطقه ای و نظم جدید آن دارد؟نتایج حاصل از این تحقیق حاکی از
این است که تحولات ژئو پلیتیکی خلیج فارس تحت تأثیر مستقیم عامل مذهب می باشد و
روند مناسبات منطقه ای خلیج فارس به ایجاد ساختاری مبتنی بر تقابلات و تعارضات
ایدئولوژیک و نظام متأثر از جهت گیری
های ایدئولوژیک کمک می نماید و با وجود اینکه به طور بالقوه مذهب از عوامل موجد
همگرایی مؤثر در منطقه می تواند باشد ،مؤلفه های مذهبی تحت تأثیرعوامل داخلی و
خارجی نتوانسته موجبات وحدت و همگرایی را میان کشورهای حوزه ی خلیج فارس ایجاد
نماید.در این مقاله،جهت برون رفت از این ناسازگاری ،پیشنهاداتی نیز ارائه می
گردد.
کلید واژه ها:مذهب،ژئو پلیتیک،خلیج فارس